داستان بازی Red Dead Redemption 2 سرگذشت گروهی از قانونشکنان است که در آمریکای رو به تغییر، برای حفظ شیوه زندگی خود تلاش میکنند. آرتور مورگان در مرکز روایت قرار دارد؛ مردی که وفاداری به داچ وندرلیند، او را با پرسشهایی درباره مسئولیت و جبران روبهرو میکند. این مقاله داستان اصلی را از فرار پس از سرقت بلکواتر تا سرنوشت آرتور و مؤخره جان مارستون مرور میکند. در ادامه این مقاله با شاپ گیم بلید همراه باشید.
فهرست مقاله
پیشرفت مطالعه۰٪
هشدار اسپویل؛ داستان از کجا آغاز میشود؟
هشدار اسپویل کامل: از این بخش به بعد، مرگ شخصیتها، بیماری آرتور، هویت خبرچین و وقایع پایان و مؤخره افشا میشود.
داستان در آمریکای سال ۱۸۹۹ آغاز میشود. سرقتی در بلکواتر شکست خورده و گروه وندرلیند به کوهستان گریخته است. مأموران قانون و شکارچیان جایزه در تعقیب آنها هستند و دسترسی به پول باقیمانده در بلکواتر آسان نیست. خود سرقت در بازی نمایش داده نمیشود؛ آنچه دربارهاش میدانیم، از صحبتهای شخصیتها میآید.
داچ وندرلیند، رهبر گروه، از آزادی حرف میزند و وعده میدهد با پول کافی میتوانند از این چرخه فرار کنند. هوزیا همراه قدیمی و محتاطتر اوست. آرتور هنوز به داچ اعتماد دارد و گروه را خانواده خود میداند. جان مارستون، ابیگیل و پسرشان جک نیز در همین جمع زندگی میکنند.
معرفی رسمی راکاستار به فرار پس از شکست سرقت بلکواتر و تعارض آرتور میان وفاداری به گروه و باورهای خودش میپردازد.
فصل اول؛ کالتر، نجات جان و ورود سیدی
کالتر، سکونتگاهی متروک در کوهستان برفی، نخستین پناهگاه گروه است. اعضا باید غذا پیدا کنند و افراد گمشده را برگردانند. آرتور و همراهانش هنگام جستوجوی سرپناه با اودریسکولها، دشمنان قدیمی گروه، روبهرو میشوند.
در خانهای که مهاجمان تصرف کردهاند، سیدی ادلر را پیدا میکنند. شوهرش کشته شده و زندگی پیشینش از هم پاشیده است. گروه او را با خود میبرد. آرتور و خاویر نیز جان را که زخمی در کوهستان گرفتار شده، نجات میدهند. آرتور از جان دلخور است، اما برای پیدا کردنش راه میافتد؛ اختلاف میان آنها هنوز پیوندشان را قطع نکرده است.
داچ برای تأمین پول، سرقت قطار لویتیکوس کورنوال را ترتیب میدهد. این سرقت دشمنی ثروتمند و بانفوذ به تعقیبکنندگان گروه اضافه میکند. با گذشت زمستان، اعضا از کوهستان پایین میآیند و به نزدیکی ولنتاین میروند.
فصل دوم؛ آرامش ولنتاین و بدهی توماس داونز
در اردوگاه هورسشو اورلوک، زندگی روزمره اعضای گروه بیشتر دیده میشود: گفتوگو کنار آتش، کارهای اردوگاه و وقت گذراندن با هوزیا. این لحظهها وابستگی آرتور به گروه را قابلفهم میکنند. او از کسانی محافظت میکند که سالها با آنها زندگی کرده است.
تأمین پول همچنان با خشونت همراه است. آرتور برای وصول بدهی اشتراوس سراغ توماس داونز میرود و او را کتک میزند. داونز که بیمار است، هنگام این برخورد به صورت آرتور سرفه میکند. داستان بعدها ابتلای آرتور به سل را به همین مواجهه پیوند میدهد.
آزاد کردن مایکا از زندان استرابری نیز به خونریزی میانجامد. همزمان، پینکرتونها به آرتور نزدیک میشوند و فشار کورنوال افزایش مییابد. پس از درگیری در ولنتاین، ماندن در اردوگاه خطرناک میشود. داچ از فرصتی تازه حرف میزند و گروه به جنوب میرود.
فصل سوم؛ رودز و شکست بازی دوطرفه
داچ در کلمِنز پوینت میخواهد از دشمنی خانوادههای گری و بریتویت پول به دست بیاورد. گروه با هر دو خانواده ارتباط میگیرد و امیدوار است از رقابتشان سود ببرد. کار برای کلانتر، جابهجایی مشروب و سرقت اسبها بخشی از این نقشه است.
این نقشه به کمین در رودز میانجامد. شان ناگهان کشته میشود و خیابان به میدان تیراندازی تبدیل میشود. سپس خبر ربودهشدن جک میرسد؛ کودکی که اعضای گروه خود را مسئول حفاظت از او میدانند.
اعضا در جستوجوی جک به عمارت بریتویت حمله میکنند، اما او آنجا نیست. رد جک به آنجلو برونته در سنتدنیس میرسد. با شکست نقشه و ادامه فشار تعقیبکنندگان، گروه ناچار به ترک اردوگاه میشود.
فصل چهارم؛ سنتدنیس و فروپاشی نقشه فرار
برونته جک را به خانوادهاش بازمیگرداند، اما همکاری با او راه نجات گروه نمیشود. در سنتدنیس، پول و نفوذ مسیر معاملات را تعیین میکنند. اطلاعاتی که برونته به داچ میدهد، او را به دام میاندازد. داچ در واکنش، برونته را میرباید و میکشد؛ تصمیمی که فاصله میان حرفهایش درباره آزادی و رفتار او را آشکارتر میکند.
سرقت بانک قرار است پول لازم برای فرار را فراهم کند، اما مأموران سر میرسند. هوزیا کشته میشود، لنی هنگام فرار جان میبازد و جان دستگیر میشود. مرگ هوزیا، داچ را از همراهی محروم میکند که میتوانست او را به احتیاط وادارد.
آرتور، داچ، مایکا، بیل و خاویر با کشتی میگریزند، اما کشتی گرفتار طوفان میشود. روایت ثانویه تیلنو از فصل چهارم نیز شکست سرقت بانک و فرار با کشتی را شرح میدهد. بازماندگان اکنون از دیگر اعضای گروه جدا افتادهاند.
فصل پنجم؛ گوآرما و بازگشت به گروهی شکسته
بازماندگان کشتی به گوآرما میرسند و برای زنده ماندن و یافتن راه خروج، درگیر نبرد شورشیان محلی میشوند. فرار از سنتدنیس آنها را از خشونت دور نکرده است؛ این بار باید در محیطی ناآشنا راه بازگشت پیدا کنند.
آرتور به تصمیمهای داچ بدگمانتر شده است. هر دو میخواهند به همراهانشان برگردند، اما اعتماد آرتور آسیب دیده است. پس از رسیدن به آمریکا، او اعضای باقیمانده را پیدا میکند. این دیدار هم به معنای پایان تعقیب نیست.
حمله پینکرتونها و بحرانهای داخلی، گروه را به سوی آخرین اردوگاهش، بیور هالو، میرانند. در همین دوره، مولی ادعا میکند به مأموران اطلاعات داده و سوزان گریمشا او را میکشد. گفته بعدی میلتون ادعای مولی را زیر سؤال میبرد؛ بنابراین اعتراف او را نمیتوان مدرک قطعی خبرچینی دانست.
ترتیب دقیق حمله پینکرتونها، مرگ مولی و جابهجایی به بیور هالو در منابع مورد استفاده مستقلاً تأیید نشده است. ترتیب ذکر این رخدادها در پاراگراف بالا، ترتیب زمانی آنها را مشخص نمیکند.
فصل ششم؛ بیماری آرتور و انتخاب خانواده بهجای اطاعت
آرتور پس از بدحال شدن در سنتدنیس، متوجه میشود به سل مبتلاست. برخورد با داونز اکنون معنای دیگری پیدا میکند. او با فرصتی محدود روبهروست و به این فکر میکند که با زمان باقیمانده چگونه میتواند بخشی از آسیبهای گذشته را جبران کند.
داچ همچنان از نقشه بعدی حرف میزند. او درگیری مردم واپیتی با ارتش را فرصتی برای منحرف کردن تعقیبکنندگان میبیند، در حالی که آرتور میکوشد به رینز فال و ایگل فلایز کمک کند. ایگل فلایز پس از نجات آرتور، بر اثر جراحت میمیرد.
آرتور و سیدی برخلاف خواست داچ، جان را از زندان بیرون میآورند. بعدتر، داچ از سرقت قطار بدون جان بازمیگردد و او را ازدسترفته معرفی میکند. وقتی ابیگیل گرفتار میشود، آرتور و سیدی برای نجاتش میروند.
میلتون مایکا را خبرچین معرفی میکند و میگوید همکاری او پس از بازگشت از گوآرما آغاز شده است. ابیگیل میلتون را میکشد. آرتور به اردوگاه برمیگردد و خیانت مایکا را فاش میکند؛ جان نیز زنده از راه میرسد. مایکا سوزان را میکشد و حمله مأموران، اعضای گروه را به فرار وامیدارد.
پایان آرتور؛ انتخاب آخر و محدودیت شرح شاخهها
آرتور و جان از اردوگاه میگریزند. در آخرین انتخاب، بازیکن میتواند به فرار جان کمک کند یا برای پول برگردد. سطح Honor نیز بر شکل پایان اثر میگذارد، اما سرنوشت کلی آرتور تغییر نمیکند: او در پایان داستان اصلی میمیرد.
کمک به جان، آخرین فرصت آرتور برای حفاظت از آینده خانواده اوست. بازگشت برای پول، رویارویی پایانی را به مسیر دیگری میبرد. جزئیات هر چهار ترکیب انتخاب نهایی و Honor در منابع مورد استفاده کامل مستند نشده است؛ ازاینرو، تفاوت ضربه نهایی، جراحتها و قاب آخر هر شاخه در این مقاله بهطور قطعی شرح داده نمیشود.
برداشت تحلیلی: رستگاری آرتور گذشتهاش را پاک نمیکند. او نمیتواند خشونتهای قبلی را محو کند، اما میتواند از اطاعت فاصله بگیرد و برای نجات دیگران اقدام کند. این تغییر به انتخابهای پایانی او معنا میدهد.
مؤخره؛ خانه جان و بازگشت سایه گذشته
روایت پس از مرگ آرتور ادامه پیدا میکند. طبق خلاصه داستان در ویکیپدیا، مؤخره در سال ۱۹۰۷ میگذرد. جان، ابیگیل و جک به دنبال زندگی تازهاند. جان در پرانگهورن رنچ کار میکند، اما هنوز برای حل مشکلات به اسلحه متوسل میشود و ابیگیل مدتی از او فاصله میگیرد.
جان سپس بیچرزهُپ را به خانه تبدیل میکند. چارلز و آنکل در ساخت آن کمکش میکنند و خانواده دوباره کنار هم قرار میگیرد. کارهای مزرعه به این بخش از داستان معنا میدهند: آیندهای که آرتور برای آن جنگیده بود، در زندگی روزمره جان شکل میگیرد.
سیدی رد مایکا را پیدا میکند و همراه جان و چارلز به سراغش میرود. داچ نیز در رویارویی پایانی حضور دارد. او به مایکا شلیک میکند و جان مایکا را میکشد. انگیزه دقیق داچ کاملاً توضیح داده نمیشود؛ پشیمانی یا انتقام، تفسیرهای ممکن از رفتار او هستند.
در تیتراژ، راس و همکارش رد وقایع را تا بیچرزهُپ دنبال میکنند. این صحنهها روایت را به Red Dead Redemption پیوند میدهند و نشان میدهند گذشته جان همچنان زندگی تازهاش را تهدید میکند.
منابع روایت و بررسی نسخه مناسب برای خرید
منابع و دامنه روایت
این مقاله مسیر اصلی داستان و مؤخره را مرور میکند و شرح همه مأموریتهای فرعی نیست. رابطه با مری و برخی کمکهای پایانی آرتور به محتوای اختیاری وابستهاند. جزئیات سرنوشت کییرن، اسارت آرتور نزد اودریسکولها، مرگ کورنوال و اعدام کولم نیز به دلیل تأیید نشدن مستقل در منابع مورد استفاده، در این روایت شرح داده نشدهاند.
معرفی رسمی راکاستار که در بخش نخست پیوند داده شده، برای زمینه آغاز داستان و تعارض وفاداری آرتور استفاده شده است؛ این معرفی پشتوانه شرح همه فصلها نیست.
روایت تیلنو، با پیوند در بخش پنجم، منبع ثانویه شرح شکست سرقت بانک سنتدنیس و فرار با کشتی است.
خلاصه داستان ویکیپدیا، با پیوند در بخش نهم، مرجع ثانویه زمان مؤخره و ادامه روایت جان است.
همه صحنهها مستقیماً بررسی نشدهاند و پیوندهای بالا تأیید مستقل تکتک جزئیات این روایت محسوب نمیشوند.
انتخاب نسخه برای تجربه داستان
اگر میخواهید داستان آرتور و جان را بازی کنید، پیش از خرید مطمئن شوید محصول انتخابی شامل بخش داستانی Red Dead Redemption 2 است. صفحه رسمی خرید راکاستار این بازی را از Red Dead Online مستقل تفکیک میکند. محصول مستقل آنلاین جایگزین بخش داستانی نیست؛ نام نسخه، محتوای آن و پلتفرم را در صفحه محصول بررسی کنید.
پرسشهای متداول درباره داستان Red Dead Redemption 2
آیا برای فهم داستان باید نسخه اول را بازی کنیم؟
ضروری نیست. این روایت پیش از وقایع Red Dead Redemption رخ میدهد. آشنایی با نسخه اول، ارتباط مؤخره و صحنههای تیتراژ با آینده جان را روشنتر میکند.
آرتور چگونه به سل مبتلا میشود؟
داستان ابتلای او را به برخورد با توماس داونز هنگام وصول بدهی پیوند میدهد؛ داونز بیمار به صورتش سرفه میکند. تشخیص بیماری در فصل ششم مطرح میشود.
خبرچین گروه چه کسی است؟
میلتون مایکا را معرفی میکند و آغاز همکاری او را پس از بازگشت از گوآرما میداند. این گفته، خبرچینی مایکا از زمان بلکواتر را ثابت نمیکند.
آیا انتخاب نهایی میتواند آرتور را نجات دهد؟
خیر؛ انتخاب آخر و Honor شکل پایان را تغییر میدهند، اما آرتور در پایان داستان اصلی میمیرد. جزئیات هر چهار ترکیب در منابع گردآوریشده کامل تأیید نشدهاند.
چرا داچ در مؤخره به مایکا شلیک میکند؟
خود شلیک بخشی از رخداد پایانی است، اما انگیزه دقیق داچ کاملاً توضیح داده نمیشود. پشیمانی یا تسویهحساب، برداشت تفسیری هستند.
آیا Red Dead Online مستقل داستان آرتور را دارد؟
خیر. برای تجربه این روایت باید محصول Red Dead Redemption 2 شامل بخش داستانی را بررسی کنید. نسخه و پلتفرم محصول را پیش از خرید تطبیق دهید.
دیدگاهها
۰ دیدگاهدیدگاه یا سؤال خود درباره این مقاله را مطرح کنید.